تبليغاتX
قلعه حسن خان

قلعه حسن خان

اخبار شهرستان قدس

حيات خلوت

ببخشيد اگر دير آمدم
اما سر قول خودم هستم و با مطلبي درباره معاون اول رئيس جمهور آمدم.
آقاي رئيس جمهور، چرا رحيمي؟!
زماني حامد طالبي در وبلاگ "خبرنگار مسلمان" مطلبي با تيتر فوق نوشت که تاثير زيادي در عدم انتخاب رحيمي به عنوان وزير وقت کشور گذاشت.
امروز من بعد گذشت ۲۱۲ روز از صدور حکم معاون اولي محمد رضا رحيمي يک بار ديگر از رئيس جمهور اين سوال را مطرح مي کنم . 
رحيمي در ابتداي تصدي سمت معاون‌اولي با زير سوال رفتن مدرک تحصيلييش از سوي چند نماينده مجلس روبرو شد که هيچگاه  پاسخي درباره آن نداد!.
هفته گذشته اظهارات الياس نادران درباره آقاي رحيمي با پوشش کم نظير رسانه‌اي روبرو شد .
 نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در اظهارات خود معاون اول رئيس جمهور در دولت دهم را متهم به رياست حلقه مفسدان اقتصادي خيابان فاطمي مي کند.
رحيمي همان روز از خبرگزاري جمهوري اسلامي بازديد مي کند و در جريان اين بازديد به طور مفصل از خود دفاع مي کند و خود را مدافع بيت المال مي خواند.
قصه دفاع رحيمي از بيت‌المال به قرداد کرسنت و حضور رحيمي در ديوان محاسبات بر‌ميگردد که البته پس وزير کشور شدن  دکتر کردان، روزنامه کيهان با مقاله‌اي با عنوان «جلسه ساعت ۱۲» پته آن مرحوم واين عزيز را بر روي آب ريخت.
اين کش و قوس به حدي بود که حتي سايت‌هاي مدافع  دولت هم با استقبال خوبي سخنان نادران را منتشر کرده‌اند.
البته سايتهاي ضد نظام هم از اين آب گل‌آلوده به جاي ماهي، نهنگ گرفتند. 
اسفنديار رحيم مشايي در جريان سفر دولت به اروميه  درباره اتهامات عليه معاون اول رئيس­جمهور به خبرنگاران مي گويد: 
دولت قطعا درباره تضييع حقوقش پيگيري قانوني خواهد كرد.
دولت دو روز پيش اين کار را انجام داد و از نادران شکايت کرد.
سخنان نادران به منزله اولين اتهاماتي نبود که به نزديکان احمدي نژاد در دولتهاي نهم ودهم زده مي شود و به طور قطع آخرين آن هم نخواهد بود.
اما باز سوال اصلي بر سر جاي خود باقي است که:  
آقاي رئيس جمهور، چرا رحيمي؟!
مگر قحط الرجال شده که با وجود اين همه کارشناس کار بلد اجرايي بايد روزه شک دار گرفت.
من به همان اندازه که به سياسي بودن رفتار و گفتار الياس نادران ايمان دارم به سو استفاده برخي نزديکان احمدي نژاد از بيت‌المال ايمان دارم..
آقاي احمدي نژاد بايد بداند که حداقل کاري که مي تواند انجام دهد تا ثابت شود در راه ولايت و سربلندي نظام حرکت مي کند اين است که ، ياراني چون رحيمي، مشاعي و مرتضوي را فداي رهبر و نظام کند.
 
 
در زير مطلب طالبي در "خبرنگار مسلمان" را بخوانيد:
 
محمدرضا رحيمي، متولد روستاي سريش آباد شهر قروه و از شيعه هاي کردستان است. وي 59 ساله است و از رشته حقوق در دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده و مدتي در شهرهاي قروه و سنندج دادستان بود.

رحيمي در دهه هفتاد مدتي رئيس انجمن شهر سنندج شد و سپس به عنوان استاد درس حقوق دانشگاه آزاد مشغول به کار شد. پس از آن براي مدتي کوتاه مسوول بخش حقوق دانشگاه آزاد در تهران و در سال 1372 استاندار کردستان شد كه در اين استان درگير يک پرونده مالي در مورد زمين هاي دانشگاه آزاد بود که اين پرونده تا مدتها همچنان گشوده ماند. در انتخابات دوم خرداد، محمدرضا رحيمي که حامي ناطق نوري بود، تلاش بسياري براي راي آوردن ناطق كرد و مي گويند تخلفاتي نيز براي اين هدفش انجام داد.

در زماني كه وي استاندار دولت رفسنجاني در كردستان بود، رئيس جمهور وقت به اين استان سفر كرد. برخي‌ها مي‌گويند رحيمي كشاورزان را مجبور كرد كه دهها تراكتور خود را به گونه اي پارك كنند كه از بالا، جمله "درود بر هاشمي" را شكل بدهند اما رحيمي هيچ‌گاه چنين مطلبي را تاييد نكرد.

علاوه بر اينكه برخي‌ها مي گويند ظاهرا در همين سفر، رحيمي بوسه اي جانانه نيز بر دستان هاشمي رفسنجاني زده است كه البته دوستان نزديك رحيمي در دولت نهم منكر انجام چنين كاري از سوي رحيمي هستند.
وي از 4 شهريور 72 تا 6 شهريور 76 استاندار کردستان بود.



پس از روي کار آمدن مجلس هفتم، او رييس ديوان محاسبات شده و گفته شد که دکترايش از يکي از موسسات فرانسه گرفته شده است!

رحيمي يک روز آقاي بهرامعلي ذيحساب نهاد رياست جمهوري در زمان خاتمي را خواسته بود و درباره مراقبت هاي خود از بيت المال گفته بود که يک روز مسئول دفتر من چند برگ کاغذ از بيت المال به دخترم داده بود و من او را برکنار کردم.

استاندار سابق کردستان، در انتخابات رياست جمهوري سال 84 از هاشمي حمايت کرد، اما بعد از انتخاب دكتر احمدي نژاد با وي رابطه حسنه اي برقرار کرد.

محمدرضا رحيمي در ديوان محاسبات کشور اقدامات مختلفي انجام داد.

* وي يکي از مسوولان اخراج شده شرکت بيمه ايران را که با توصيه يک نهاد امنيتي اخراج شده بود، به عنوان بازرس همان شرکت بيمه تعيين کرد، در نتيجه، گزارشي که از عملكرد بيمه ايران به دست دكتر احمدي نژاد رسيد، حاوي اطلاعات غلطي درباره اين شرکت بود که باعث شد رئيس جمهور دستور برکناري مديرعامل و تمام اعضاي شرکت بيمه ايران را بدهد. در حالي که بسياري از اتهاماتي که از سوي اين بازرس وارد شده بود، مربوط به مديرعامل سابق و يا اسبق اين موسسه بود.

* رحيمي با اعلام اسامي 119 شرکت و تاجر ايراني به عنوان بدهکاران نظام بانکي، با واکنش منفي مجلس مواجه شد چون تقريبا تمام اسامي و اطلاعات مخدوش بود.

* رحيمي يك بار در جمع خبرنگاران با افشاي ضرر 21 ميليارد دلاري کشور در قرارداد صادرات گاز ايران به امارات معروف به «كرسنت»، ظرف 25 سال آينده، مسوولان و مقامات پيشين وزارت نفت را متهم کرد. به مدتي کوتاه مشخص شد که اساس محاسبات و داده ها و آمارهاي وي غلط است.

* محمدرضا رحيمي در زماني كه در همايش مديران ديوان محاسبات در حضور رئيس جمهور گزارشي از يكي از سفرهايش مي داد، گفت: "در سوريه در شهر تاريخي بصرا که اسم آن را بعضا ممکن است نشنيده باشيد، يکي از مسلمانان به من گفت که من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود و اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است. در حلب ما افتخار مي‌کرديم؛ چرا که در اين شهر وقتي راه مي‌رفتيم همه به ما احترام مي‌گذاشتند و به برکت وجود شما (احمدي نژاد)، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي‌دادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت مي‌کردند و مي‌گفتند دکتر احمدي‌نژاد رييس‌جمهور ماست. در اين کشورها حال و هواي ديگري حاکم بود."

رحيمي سپس بر غلظت تملقگويي هايش افزود و گفت: "در سال گذشته همايش اين ديوان با حضور دكتر حدادعادل برگزار شد و من در همان همايش عرض كردم كه در سال آينده در دولت جديد با تخلفات كمتري مواجه هستيم. در آن همايش، گزارش مشروحي از تخلفاتي كه در سال‌هاي گذشته صورت گرفته بود، به دكتر حدادعادل دادم، ولي در خدمت شما آماري ارايه نمي‌دهم؛ چرا كه مطمئن هستم دولت جناب‌عالي مملو از وزيران كارآمد، كاردان و پاكدامن است كه تخلفات در آن به شدت كاهش پيدا مي‌كند".


رحيمي به دكتر احمدي نژاد گفت: "ديوان محاسبات از تمام مديران كل، معاونان، مستشاران و دادياران كه در آن حضور دارند از پايين به بالا و از بالا به پايين معتقدند كه دولت شما يك دولت خدمتگذار است و بايد به آن كمك كرد."

وي در بخش ديگري از سخنانش در اين همايش ، اظهار داشت: "در دولت جديد با مديراني پاک دامن تخلفات کاهش مي يابد. در دو ماه گذشته بيش از 800 ميليارد ريال از دستگاههاي اجرايي گره گشايي شد و رقمي که بايد به خزانه باز گردانده مي شد، براي کارهاي عمراني در اختيارشان باقي ماند."

رحيمي خطاب به رئيس جمهور گفت: "من سابقه ديرينه‌اي با شما دارم و قصد داريم با شما همكاري همه‌جانبه‌اي داشته باشيم. ديوان جايي است كه به هيچ دستگاهي نياز ندارد اما ما در كنار شما خواهيم بود."

حال مي گويند آقاي رئيس جمهور مي خواهد محمد رضا رحيمي را سرپرست و شايد هم وزير كشور كند. نمي دانم چرا. واقعا چرا آقاي رئيس جمهور؟

* بعدالتحرير: الان ساعت 18 عصر روز يكشنبه 8 ارديبهشت  سال ۱۳۸۷است. بعضی خبرها حکایت از این داره که رئيس جمهور انتصاب رحيمي به سرپرستي وزارت كشور را منتفي كرده. در عین حال هنوز چیزی رسما اعلام نشده. امیدوارم همینطور باشه ... ياعلي
 
خدا آخر وعاقبت همه ما را به خير کند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط آشنا  | 

سلام

از این که چند مدت است که کم کر شدم وبه روز نکردم پوزش می خواهم.

در این مدت اتفاقات زیادب روی داد که در ذیل به آن می پردازم.

در این مدت انتخابات برگزار شد ؛ انتخاباتی که با هیچ یک از انتخابهای پیشین وجه تشابه نداشت.

نحوه تبلیغات ۴ نامزد، مناظره های تلویزیونی،استقبال گروه ها واقشار مختلف از انتخابات وحضور بی سابقه، بازخورد های اعلام نتایج،استرسهای جامعه ومحیا بودن فضا برای التهاب،طرح برخی مسائل در رسانه ها ، مجلس ودولت،سخنران رهبر انقلاب در نماز جمعه،سخنرانی هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه، دستگیری عوامل اختشاشات وبه طبع آن جلسات محاکمات، مراسم تحلیف وتنفیذرئیس جمهور،معرفی وزرا کابینه وبرگزاری سنگین ترین جلسه رای اعتماد برای دولت دهم از مواردی بود که برای کسانی که در عرصه سیاسی اطلاع رسانی می کنند بسیار زمان بر و وقت گیر بود.

در این مدت حادثه تلخی نیز اتفاق افتاد؛  دوست خوب واستاد من در عرصه خبرنگاری ،عطا افشاری عزیزپس از تحمل یک دوره سخت سرطان ندای حق را لبیک گفت.

به قول کامران نجف زاده عطا مثل خیلی از ما خبرنگاران میرزا بنویس برخی حضرات نبود ونشد.

حدود ۵ سال آشنایی و۲ سال ارتباط صمیمانه و خاطره های بسیار شیرین وتلخ .

بیان اینکه ظرف مدت یک سال بیماری بر او، همسر محترم وسینای عزیز چه گذشت کار من نیست اما آنقدر که از سخنان عطا خدا بیامورز برمیآمد از جفای دشمنان به ظاهر دوست به ویژه در خبرگزاری فارس شکوه داشت.

البته این موضوع را نه من بلکه همه دوستانی که در مدت بیماری عطا را دیدند بازگو کرده اند.

حتی عطا در آخرین پست وبلاگ پر مخاطبش با اسم "با رؤیاهامان چه می کنند؟!"شعری از سید علی صالحی را درج می کند و با زبان شعر گلایه های خود را مطرح می کند.

روحت شاد دوست خوب من.

به زودی با مطلب جدیدی پیرامون موضوع معاون اول رئیس جمهور به روز خواهم شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 4:8 بعد از ظهر  توسط آشنا  | 

ساخت سرويس بهداشتي عمومي در ميدان قدس

چند روز پيش به همراه يكي از دوستان در حال عبور از ميدان قدس بوديم كه ناگهان ساخت يك بنا در دور ميدان ودر ابتداي خيابان چمن نظر من را به خود جلب كرد.

حس كنجكاوي گل كرده من باعث شد تا از ماشين پياده شده ودرباره اين ساختمان پرس وجو كنم .

صاحب مشاور املاكي كه ديد مغازه اش با احداث اين ساختمان كور شده بود گفت: " آخر يكي نيست به اين شهردار بگويد كه با وجود 7 حلقه سرويس بهداشتي در مجتمع پشت اين ساختمان آيا لزومي به ساخت اين بنا بود".  

فرد ديگري مي‌گفت:" به اسم سرويس بهداشتي مي سازند بعد مي كننش پاساژي مغازه‌اي ".

يكي ديگه با خنده مي گفت: " اره مثل اون مغازه‌هاي كه به اسم ساخت مكان فرهنگي مابين خيابان‌هاي سجاد وشورا ساخته شد".

البته من با كارگري كه آنجا مشغول كار بود نيز صحبت كردم واونيز تائيد كرد كه قصد شهرداري فخيمه قدس ساخت يك سرويس بهداشتي عمومي در ميدان قدس است.

قضاوت درباره درست يا غلط بودن اين مسئله به عهده كساني كه اين مطلب را مي خوانند و همچنين كساني كه هراز چند گاهي از كنار اين ساختمان رد مي شوند اما من چند سوال دارم.

اول اينكه آيا واقعا مكان ديگري براي ساخت سرويس بهداشتي در مركز شهرستان قدس وجود نداشت؟

دوم اينكه آيا ما كار واجب تري از اين در شهرمان نداريم؟، به طور مثال آيا اجرا عقب نشيني محدوده سر قنات تا ترمينال كه جز آرزوهاي ساكنين اين مناطق است واز سال 75 به تعويق افتاده از اين مهمتر نيست؟

سوم اينكه چرا به فكر زيبا سازي  شهر نيستيد وهر روز به جاي تلاش براي رساندن شهر به يك استاندارد با اجرا بدون كارشناسي فضا‌هاي شهري از جمله ال مان ميدانها، تابلو فروشگاه‌ها، نماي خانه‌ها وجدول كشي وآسفالت خيابان ها واز اين دست مسائل به عقب گام برداشته و در بلند مدت باعث عقب ماندگي شهرمان مي شود.

واخر آيا از حالا به فكر مراقبت از اين مكان وعدم استفاده معتادان از اين مكان امن هستيد؟  

..................................................

راستي امروز از خيابان دانش آموز رد مي شدم ، ديگر از آن خيابان قديمي منتهي به مدرسه نيايش خبري نبود.

 ضلع شمالي خيابان عقب نشيني وديوار باغ سمت شمال خيابان تخريب شده بود، اميداوارم اين عقب نشيني كم هزينه كه به طور قطع شهرداري بابت تصرف ملك عقب نشيني شده پولي نپرداخته ادامه پيدا كند وديگر مناطق شهر نيز اصلاح وعقب نشيني شود.  

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط آشنا  | 

آخرين حضور در خبر گزاري فارس

ديروز دوشنبه 21 ارديبهشت سال 1388 براي آخرين بار در خبرگزاري فارس حاضر و تسويه حساب كردم.

فعاليت رسمي من در فارس از ساعت 8 صبح روز 30 آبان 1380 آغاز شد .

در آن موقع ديپلم رياضي فيزيك نظام قديم داشتم .

چه روزها وچه شبهاي كه در فارس سپري شد، دوستان بسيار عزيز وتجربيات بسيار گران‌بها كه مطمئنا قدر هر دو را خواهم دانست.

در فارس سختي هاي بسيار كشيدم ، عهده داري قسمت پشتيباني و تاسيسات قبل از ورود آقاي فضائلي و ومسئوليت تاسيسات ومخابرات در زمان ايشان بسيار سخت بود البته براي كساني كه از نزديك با من بودند اين سخنان بسيار ملموس‌تر است.

" قصد اطاله كلام در اين باب را ندارم اما چه كنم كه برخي حرف‌ها را بايد زد تا حداقل اين صحبت‌ها در جايي درج شود تا آيندگان قضاوت كنند".

يكي از با ارزش ترين چيزهاي كه در فارس به دست آوردم فرصت ادامه تحصيل بود كه البته اين مهم تنها با حمايت همسر عزيزم ميسر شد و حتي فارس نيز حاضر نشد در اين زمينه به من كمك كند .

از اواخر سال 83 كار خبر را به صورت اماتور آغاز كردم وابتدا قصد داشتم به گروه ورزشي بروم وخبرنگار ورزشي شوم اما پس از آنكه مدتي توسط دبير گروه ورزشي سر كار ماندم با توجه به علاقه وافر به موضوعات سياسي گرايش كارم را تغيير دادم ، با توصيه جناب آقاي بيژن مقدم اخبار سياسي راديو و تلویزیون وروزنامه ها را دنبال مي كردم، محمد پارياب دبير گروه سياسي نيز در آن زمان بسيار مرا راهنمايي كرد.

دراواخر سال 84 وبا اخذ مدرك كارداني روابط عمومي قصد پيوستن به گروه سياسي را داشتم اما برخي از افراد كه در بدو ورود حتي قادر به تنظيم خبر هم نبودند با تنگ نظري با ورود من مخالفت كردند البته من حدود يك سال ونيم ديگر با همان شرايط ادامه دادم وسرانجام با درخواست محمد صفري و موافقت سردبير خبرگزاري به گروه سياسي پيوستم.

از ابتدا كار رسمي در گروه سياسي چنان تواني براي اين كار گذاشتم كه كمتر از يك سال در 5 حوزه مهم خبري فعاليت مي كردم.

در اينجا بايد از دوستاني چون آقايان عطا افشاري‌، مهدي الهياري، يوسف اسدي، احمد غلامي و خانمها شريفي ، مجيدي ، خواهران فلاحي و استاد ودوست عزيزم جناب آقاي صفري كه انصافا مرد اخلاق در عرصه خبر است تشكر كنم«امیدوارم اگر دوستي از قلم افتاد مرا ببخشد»

در تاريخ 16دي ماه سال گذشته كه بيش از 7 سال از حضورم در خبرگزاري مي گذشت وبعد از حضور در سفر استاني خوزستان احساس كردم كه ديگر قادر به ادامه كار در فارس نيستم .

البته اين مسئله دلايل متعددي داشت كه دوست ندارم زياد برروي آنها تاكيد كنم ،حتما در روزهاي گذشته مطالبي درباره فارس خوانده‌ايدكه خيلي خوشحال كننده نبوده است ومن به واسطه اينكه هنوز علاقه وافري به خبرگزاري فارس دارم تمايل به پرداختن در اين مورد را ندارم اما....

واقعه قطع همكاري  يكي از خبرنگاران غير مستقر در زمان آقاي فضائلي را براي خيلي از دوستان تعريف كرده‌ام.

يكي از دبيران خبرگزاري در زمان مديريت آقاي فضائلي با خبرنگار گروه خود به مشكل برمي خورد واز قرار معلوم با لحن بدي به او مي گويد كه ديگر نمي تواند با او كار كند.

موضوع به گوش آقاي فضائلي مي رسد وايشان ياداشتي براي دبير گروه مي نويسد با اين مضمون :«اگر تشخيص شمااين  بود كه ديگر نمي توانستيم با اين خبرنگار همكاري كنيم ، مي توانستيد با لحن بهتري با ايشان صحبت وعذرش را بخواهيد كه خاطره خوشي از فارس در ذهن ايشان باقي بماند» البته از قرار معلوم آيه اي از قرآن مجيد را نيز در بالاي نامه آورده بودند.

خوب من فقط يك سوال دارم

از حدود 40نفري كه در چند ماه اخير با فارس قطع همكاري كردند كدام يك با خاطره خوش آنجا را ترك كردند؟

مگر ما همانهاي نبوديم كه حاشيه مراسم توديع فضائلي را به رخ تمام رسانه هاي خارج وداخل كشيديم؟

توديع و معارفه مدير عامل خبرگزاري فارس

مگر افرادي كه آن روز در فارس بودند وامروز نيستند كمتر از فضائلي ها براي فارس زحمت كشيدند؟ چه شده است كه ما ارزش بهترين روزهاي عمر برخي افراد را ناديده مي گيريم؟، نه تنها در وقت خداحافظي خاطره خوش براي آنها به جا نمي گذاريم بلكه تا آنجا كه مي توانيم براي آنها حرف و سخن درست مي كنيم.

ديروز براي آخرين بار به فارس رفتم وتسويه حساب كردم بدون آنكه كسي بابت 7 سال خدمت صادقانه در كارهاي مختلف كه بين 23 سالگي تا 30 سالگي من واقع شده بود تشكري كند.... نه ببخشيد بي حرمتي به حدي بود كه از من مي خواستند تا نامه‌اي با مطالب غير واقعي را امضا كنم.

به راستی

قيمت واقعی يك روز عمر ما چقدر است؟

قدردانی بابت ۷ سال کار صادقانه بیشتر می ارزد یا سنوات این سالها؟ 

  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط آشنا  | 

آقاي شهردار 300 واحد مسكوني تخريب شده چه شد؟

سلام

از اين كه دير به روز شدم عذر خواهي مي كنم .

گرفتاري هاي دوران انتخابات گريبان مارا گرفته.

اما مطلبي كه خيلي وقت است مي خواهم درباره آن بنويسم

اين خبر را باهم بخوانيم:

دقايقي پيش صورت گرفت

تخريب 300 واحد مسكوني غيرمجاز در شهرقدس شهريار

خبرگزاري فارس: شهردار شهر قدس شهريار از تخريب 300 واحد مسكوني غيرمجاز به دليل عدم مجوز ساخت از سوي شهرداري در دقايقي پيش خبر داد.

غلامرضا ياوندعباسي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در شهريار افزود: برخورد با ساخت و سازهاي غيرمجاز به طور جدي در شهر قدس دنبال مي‌شود و امروز نيز شش ساختمان كه تعدادي از طبقات آن داراي مجوز ساخت از سوي شهرداري نبودند تخريب شدند.

وي اظهار داشت: اين تعداد ساختمان كه در خيابان عمارت اين شهر واقع شده است داراي مجوز دو تا سه طبقه هستند، ولي متأسفانه شش طبقه ساخته شده‌اند.

ياوند عباسي با اشاره به لزوم برخورد جدي با سودجويان در ساخت و سازهاي غيرمجاز يادآور شد: عمليات تخريب در حضور شهروندان صورت گرفت تا مردم با احتياط بيشتري به خريد مسكن بپردازند.

اين مسئول تأكيد كرد: شهروندان از تخريب ساختمان‌هايي كه با اصول شهرسازي مغايرت دارد و در برابر خطرات بلاياي طبيعي مقاوم نيست بپرهيزند.

شهردار شهر قدس گفت: شناسائي اين ساختمان‌ها توسط كارشناسان شهرداري صورت مي‌گيرد و واحدهاي غيرمجاز با حكم قضايي تخريب مي‌شود.

وي اعلام كرد: شهروندان مي‌توانند براي ارائه شكايات خود از خسارات وارده به مراجع قضايي مراجعه كنند.

ساخت اين تعداد واحد مسكوني در حالي صورت گرفته بود كه مالك اين ساختمان‌ها بدون داشتن پروانه اقدام به ساخت واحدهاي مسكوني غيرمجاز و در تعداد بالا كرده بود.

گروه استانها / حوزه غرب استان تهران

87/06/26 - 15:50

شماره:8706261234

 همانطور كه در شهرمان مشاهده كرديم خوشبختانه اين خبر صحت داشت و شهردار شهر قدس كه آن روزها تازه به رياست ساختمان آجري شهرداري رسيده بود يكه تازي مي كرد و با اين كارها نشان داد كه مي خواهد گربه را بر در حجله بكشد.

 اما زهي خيال باطل...

ساختمانهاي تخريب شده  دوباره ساخته شد، ساختمانهاي كه استحكام بنا براي همان دو يا سه طبقه مجور دار را هم نداشت چه رسد به اين كه شش طبقه بدون آسانسور وپاركينگ .

اسفند ماه سال گذشته از كنار شهرداري عبور مي كردم كه يك پلاكارد توجه من را جلب كرد روي آن نوشته شده بود « از خريد خانه هاي بدون پاركينگ جدا خودداري كنيد» اما بايد پرسيد با اين نظارت عاليه كه شما داريد آيا خانه اي با پاركينگ هم وجود دارد .

يكي از همين آپارتمانهاي تخريب شده در خيابان عمارت 48 واحد دارد اما بدون پاركينگ وبدون استحکام بنا آن وقت آقای شهردار لزوم برخورد جدي با سودجويان در ساخت و سازهاي غيرمجاز را یادآور می شوند.

آقاي ياوند عباسي اين شهر حدود 20 سال است كه مورد جفا وسو مديريت واقع شده وبا بي تدبيري تنها نظاره گر رشد شهرهاي چون گرمدره، ملارد... و درجا زدن خود بوده است.

 البته بايد به حال ساير شوراهاي شهر كشور نيز تاسف خورد كه شوراي شهر قدس در ايران نمونه شده آيا به غير از ساخت ميدان دو كفتر و كوچك وبزرگ كردن ميدانها كار ديگري كرده ايد.

ببخشيد يادم رفت، يك استاديوم هم ساخته شد كه بايد پرسيد به چه دليل نمي توان شاهد بهره‌برداري صحيح از آن بود.

حرف براي گفتن زياد است اما در نوشتارهاي بعد حتما درباره ديگر مشكلات خواهم نوشت .

به قول شاعر خوش ذوق سيد علي صالحي

نامه ام بايد کوتاه باشد

ساده باشد

بي حرفي از ابهام و آينه

از نو برايت مي‌نويسم

حال همه ي ما خوب است

اما تو باور نکن 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:28 بعد از ظهر  توسط آشنا  | 

شهر شهرستان قدس

سرانجام دكتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان براي دومين بار به شهرستان شهريار آمد ولي به شهرتازه شهرستان شده  قدس نيامد.

طبق برنامه ريزي و اعلام قبلي احمدي نژاد وهيئت همراه بعد از پنج شنبه سوم ارديبهشت به شهرستان شهريار سفر كردند  و علي رغم تمام درخواستها همانطور كه پيش بيني مي شد اين بار نيز به قلعه حسن خان نيامدند.

اما:

اعلام خبر شهرستان شدن قدس در شب دومين سفر احمدي نژاد به اين منطقه از نكات قابل توجه اين سفر است .

«هيئت وزيران بنا به پيشنهاد وزارت كشور با ايجاد شهرستان قدس به مركزيت شهر قدس كه با ساختار تقسيماتى بخش مركزى شامل دهستان‌هاى هفت جوى و دانش با درجه تراكمى زياد ، در مجاورت جاده تهران ـ كرج ،‌راه آهن تهران ـ تبريز قرار گرفته است موافقت كرد».سايت خبري وزارت كشور

سرانجام پس ازگذشت نزديك به۲۰ سال از شهر شدن قلعه حسن خان در سال 136۸ «كه با تاخيري چند ساله انجام شد» وتبديل آن از شهرك قدس به شهر قدس اين منطقه از زير بيرق شهرياري ها خارج شد.

البته بايد در اينباره از تلاشهاي مرتضي تمدن استاندار فعلي تهران وهمچنين حسين گروسي نماينده قلعه حسن خاني شهريار تشكر كنيم وبه مردم ستم ديده قلعه حسن خان تبريك بگوييم كه چه بسا اگر آقايان كوزه گر وكلهر در مجالس ششم وهفتم به جاي سياسي كاري وجناح بازي به مسائل پيرامون مردم مي پرداختند اين مهم زود تر اتفاق مي افتاد.

 اما سوال اساسي كه بايد مطرح شود  اين است كه آيا اين شهر تازه شهرستان شده زير ساختهاي اساسي براي يك شهرستان، آن هم در 20كيلومتري پايتخت كشوري كه مي‌خواهد در افق 1404 كشور اول منطقه باشد را دارد واگر اين گونه نيست كه دوچند واي بر مسئولاني كه در اين شهر ساليان سال آمدند و براثر نبود مديريتي كارآمد و وتخصص متناسب تنها عقب ماندگي را براي اين شهر آوردند.

و ناگفته نماند كه تنها مستمسك مسئولان كنوني براي ارتقاع اين شهر به شهرستان جمعيت نيم ميليون نفري آن است وآنقدر چاله داريم كه ناچار بايد با اسم شهرستان يك آبادي بزرگ را تحمل كنيم.

در مطالب بعدي كه از مشكلات وكاستي هاي شهر مي نويسم درباره اين چاله ها سخن خواهم گفت.

راستي كسي از آقاي شايان فر شهردار قبلي قدس خبري ندارد مي خواهيم براي جشن شهرستان شدن او را دعوت كنيم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط آشنا  | 

آقای احمدی نژاد به قلعه حسن خان بیایید تا ببینید ...

شهریار برای دومین بار میزبان رئیس جمهور می شود

این خبر در در ساعت 9:47 روز ۱۸ فروردین سال جاری بر روی خروجی خبرگزاری ها رفت.

بخوانیم:

 -

 طی چند روز آینده؛

شهریار - خبرگزاری مهر: فرماندار شهریار از سفر رئیس جمهور در روزهای آینده به استان تهران و در ادامه به شهرستان شهریار خبر داد.

محمدعلی عرفان منش در گفتگو با خبرنگار مهر در شهریار اظهار داشت: احمدی نژاد به همراه هیئت وزیران در دور دوم سفرهای استانی خود این بار به استان تهران سفر می کند و در ادامه این سفر به شهرستان شهریار نیز می آید.

وی افزود: رئیس جمهور در دور دوم سفر استانی خود علاوه بر سخنرانی در جمع مردم  به همراه هیئت وزیران، مدیران کل و مسئولان استان و شهرستان به صورت چهره به چهره با مردم ملاقات کرده و از نزدیک مشکلات و مسائل شهروندان شهریار را بررسی و رسیدگی می کند.

این مسئول خاطرنشان کرد: دور اول سفر رئیس جمهور و هیئت وزیران به شهرستان شهریار 32 مصوبه و 95 پروژه در پی داشت که تاکنون عملیات اجرایی احداث 91 درصد این پروژه ها به اتمام رسیده است.

 -

واما چند نکته:

شهرستان شهريار یک میلیون و 200 هزار نفری شهریار در 45 کیلومتری غرب استان تهران واقع است.

لازم به ذکر است بیش از ۲۵ درصد از این جمعیت یک میلیون و 200 هزار نفری در قلعه حسن خان زندگی می کنند  كه در فاصله 20 كيلومتري تهران قرار دارد .

دوم اینکه در طول سی سالی که از عمر این نظام مقدس می گذرد  به جز در چند مورد خواست هیچ مقام مسئولی به شهر قدس نیامده است واین مسئله باعث شده تا مسئولین شهری در هر دوره بدون نظارتی از نوع دولت نهمی با آسودگی خیال به امورات خود بپردازند.

سوم اینکه قلعه حسن خان که در ۲۰ کیلومتری تهران قرار دارد دارای استعدادهای پنهانی است که از دید مسئولین بدور مانده وبه همین دلیل هیچگاه تناسبی بین این استعدادها وامکانات وجود نداشته است.

 قلعه حسن خان«شهر قدس» با دارا بودن بيشترين تراكم جمعيتي در بين شهرهاي كشور محل اسكان اقوام مختلف اين سرزمين است بيش از 300 هزار نفر از كرد و لر و آذري گرفته تا  شمالي و جنوبي و مشهدي وبلوچ  با هر دين ومذهبي و آييني در كنار هم زندگي مي كنند وگويي اين شهر با مساحتي كوچك آئينه تمام نما از ايران پهناور است.  

آقای احمدی نژاد به قلعه حسن خان بیایید تا ببینید که فقر تنها در روستاهای دورافتاده ایلام و زاهدان وبجنورد و یاسوج نیست در همین نزدیکی پایتخت وتنها در فاصله ۲۰ کیلومتر آن طرف تر از برج های سر به فلک کشیده زعفرانیه والهیه بسیاری از مردم با فقر و اعتیاد وفساد دست وپنجه نرم می کنند.

اين شهر كه زماني به دليل آب وهواي مناسب جز تفرجگاه هاي اطراف تهران بوده است اكنون ساعتها مردم آن حتي در زمستان از بي آبي رنج مي برند واين فقط يكي از مشكلات اين شهر است.

رئيس جمهور عدالت محور ومهر ورز  بنده در شش سفر استاني به عنوان خبرنگار همراه شما بوده وشاهد نوازش شما از كودكان اين مرز وبوم در دورافتاده ترين نقاط بوده ام كودكان شهر قدسي نيز نياز مند لبخند شما هستند رسم عدالت را بجا آوريد واين بار به جاي شهريار به شهر قدس بياييد.

قلعه حسن خان: تهران ۲۰ کیلومتر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط آشنا  | 

تاریخ قلعه حسن خان

 

از لحاظ تاریخی بخش قدس همان منطقه‌ای است که در گذشته «قلعه حسن خان» نامیده می‌شد. درباره ساخت قلعه مذکور و وجه تسمیه آن گفته می‌شود که در اواخر دوران قاجار یکی از میرشکاران که لقب «امیرتومان» را داشت طی سفری از تهران به کرج منطقه‌ای مستعد و آماده برای عمران و آبادانی را شناسایی کرده و آن را به تصرف خود در آورد. او با اجیر کردن و کوچ مردمانی از اهالی خمسه این سرزمین را در اندک زمانی به منطقه‌ای آباد و سرسبز تبدیل می‌کند و قلعه‌ای مستحکم نیز برپا می‌دارد.

 امیرتومان به دلیل علاقه به فرزند ارشدش «حسن خان» قلعه مذکور را «قلعه حسن خان» می‌نامد. امیرتومان صاحب چند فرزند به نام‌های: رضاخان، حسن خان، آقابزرگ خان، موتمرالدوله و سالار همایون بود که آنان پس از مرگ پدر، قلعه حسن خان را بین خود تقسیم کردند و به هر یک از برادران نزدیک یک دانگ رسید. در آن زمان تمام اراضی این قلعه و اطراف آن قابل کشت و زرع بود و کلاً به نواحی: چمن الماس خان، ورامینک، میاندوآب، قلعه سون، اکبر نایب، چنارسوخته و... که مجموعاً ده قطعه بوده تقسیم می‌شد.

 هر یک از نواحی دارای قلعه‌ای خاص بود. برسی مدارک تاریخی نشان می‌دهد که در میاندوآب عده‌ای از اعراب ساکن بوده و به پرورش گاومیش اشتغال داشته‌اند.

 اراضی قلعه توسط سه قنات بزرگ آبیاری و پرآب آبیاری می‌شد. یکی از آن‌ها قنات بزرگ نام داشت. و مبدا آن تپه و رودخانه‌ای به نام قروق که شاخه‌ای از رود کرج بود. گویا یکی از قنات‌ها که قنات بزرگ نام داشت از تپه‌های سرخه حصار سرچشمه گرفته به سوی قلعه امتداد می‌یافت. آب این قنات حتی به مناطق جنوبی تری چون ورامینک نیز می‌رسید.

 علاوه بر فعالیت‌های کشاورزی و باغداری، بخش دیگری از اقتصاد اهالی قلعه حسن خان بر دامپروری استوار بوده‌است. به دنبال تحولات اجتماعی و سیاسی دهه‌های اخیر، افزایش جمعیت و رشد مهاجرت به سوی تهران، امروزه قلعه حسن خان به یکی از مناطق پر جمعیت و متراکم مسکونی حومه تهران تبدیل شده‌است.

 و اما شهر قدس:

شهرقدس از رشد روستای قلعه حسن خان وادغام آن با نقاط دیگری مانند سرخ حصار کاووسیه و شهرک بهشتی بوجود آمده‌است. ازاینرو می‌توان دو دوره متمایز را برای تحول کالبدی شهر متصور گردید:

 الف- ایجاد بناها ورشد قلعه حسن خان بصورت یک روستا

 ب- رشد سریع و بدون وقفه شهر در دو سه دهه اخیر

 در مرحله اول قلعه حسن خان از دوقلعه اربابی تشکیل گردیده که بنام مالک آن(حسن خان) نا میده شده‌است وهردو قلعه دروازه بوده‌است (یکی ازدروازه‌های نزدیک مسجد جامع فعلی و دیگر نزدیک میدان اصلی موجود شهر قرار داشته‌است).

قُدس یکی از شهرهای استان تهران ودارای بیشترین تراکم جمعیتی در ایران است. این شهر مرکز بخش قدس شهرستان شهریار قرار دارد.

 شهر قدس (قلعه حسن خان) یکی از شهر‌های قدیمی استان تهران می‌باشد که با قرار گرفتن این شهر در مسیر جاده قدیم کرج (کیلومتر ۱۷) و موقعیت خوب جغرافیایی و اب و هوای خوب کوهپایه‌ای در این چند سال اخیر میزبان سکونت مهاجرین بسیاری از سایر شهرهای کشور بوده‌است لازم به ذکر است این شهر با دارا بودن معادن و مزارع باغ‌ها و مجتمع‌های صنعتی و قهرمانان ورزشی یکی از شهر‌های مهم کشور به شمار می‌آید.

 به دلیل جمعیت زیاد آن که حتی از شهر شهریار که مرکز شهرستان می‌باشد نیز بیشتر است. در سالهای اخیر تلاشهایی برای تبدیل آن به عنوان شهرستان صورت گرفته‌است.

شهرقدس که تا قبل ازتاسیس شهرداری درسال ۱۳۶۸ که تا آن تاریخ ۵ سالی بود که از جمعیت شهری عبور کرده بود  تحت نام قلعه حسن خان شناخته می‌شد روستای کوچک و قلعه مانندی در حاشیه جنوب غربی تهران و همجواری شهرداری منطقه ۹ و ۱۸ بود. جبهه آن کاووسیه و جبهه غربی آن سرخ حصار قرار داشت.

 درسال ۱۳۶۸ مجموعه سه روستای مذکور تحت پوشش خدمات شهرداری قرار گرفت و به نام شهرقدس نام گذاری شد.

 شهرقدس درحالیکه پرجمعیت ترین شهر در شهرستان شهریار است ولی مرکزیت سیاسی وخدماتی این شهرستان را عهده دار نیست.

 تهران بالاترین سهم مهاجران شهرقدس را داراست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط آشنا  | 

سرآغاز:

سلام

آن گونه كه مادرم مي گويد پيش از تولد بنده در شب ۲۶ دي ماه سال ۱۳۵۷ كه يكي از روز هاي تاريخي ايران است خانواده ما از محله باغ فردوس تهران به قلعه حسن خان آمد.

علت اين مهاجرت محل كار پدر بود كه نزديك اين منطقه واقع شده بود.

من نيز مانند تمام انسانهاي روي اين كره خاكي از دوران كودكي خاطرات فراوان دارم ،خاطراتي تلخ وشيرين كه اكثر آنها در قلعه حسن خان شكل گرفت.

دوران دبستان را در مدرسه شهيد رجايي كه آنروزها در انتهاي خيابان سجاد بود طي كردم. معلم كلاس اولم سركار خانم رحيمي، معلم كلاس دوم تا پنجم به ترتيب آقايان ميرحسيني، عليزاده، منتظري وحسيني بودند كه اكنون دلم براي آنها وبه ويژه خانم رحيمي و آقاي حسينس تنگ شده واميددارم همه اين عزيزان اكنون در كمال صحت وسلامت باشند. 

البته آن زمان به طور مختلط دختران نيز با ما در مدرسه درس مي‌خواندند اما كلاس آنها جداگانه برگزار مي‌شد، ناگفته نماند كه بعدها يكي از همين دختران همسر بنده شد و نزديك به ۸ سال از وصلت ما گذشته است.

دوران راهنمايي كه به حق جز بهترين دوران زندگي من بود در مدرسه راهنمايي عرفان به مديريت جناب آقاي زند كريمخاني سپري شد، من هيچگاه خاطره خوش سفر به تنكابن ودوبار سفر به اصفهان را فراموش نمي كنم .

دوستان  خوبي همچون سيد محمود مير كريم پور، محمد قربان پژند، رضا خداويسي، وحيد زينعلي، مجتبي شريعت پور، اسماعيل فرج زاده،محمد عيوضي ومعلمان نازنيني چون آقايان طبشي ، نخستين فرد، كرمي، صالحي، حسن زند، اصغر زند، قنادي ، بختياري وناظم بسيار خوب وعزيز جناب آقاي شمخالي.

پس از دوران راهنمايي به دبيرستان شهيد مطهري رفتم من از اين دوران خاطرات كمي شيرين وغالبا تلخ  دارم كه بيشتر اين خاطرات تلخ برمي گردد به مديريت ضعيفي كه  بعد از آقايان زند وصميمي در اين دبيرستان اعمال شد وبه حدي رسيد كه در سال چهارم كه ما به سيستم نظام قديم درس مي خوانديم وتا عيد براي ديپلم وبعد از آن براي كنكور قرار داده شده بود ما تا چهار ماه پس از سال تحصيلي دبير نداشتيم .

در سال دوم دبيرستان وپس از انتخاب واحد و ورود به رشته رياضي وفيزيك من در يگ گروه شش نفره قرار گرفتم .

حسن فلاح ، احمد قرباني، غلام قائم پناه ، مهرداد كريمي، محمود عليپور وبنده اين گروه را تشكيل مي داديم .

البته به تناسب موقعيت افراد ديگري در گروه حاضر مي شدند، به طور مثال در رفتن به كتابخانه باقر العلوم كه ان روزها تازه تاسيس شده بود مهرداد با ما نبود وكيوان عليزاده حضور داشت، ولي چيزي كه هميشه با هم انجام مي داديم به هم ريختن برخي از كلاسها كه معلم آن كلاسها با ما لج بودن بود وپس از ترك كلاس گل كوچيك بازي مي كرديم من مسئول توپ بودم وحداقل در يك زمان در شش جا از مدرسه توپ پلاستيكي دولايه شده ذخيره داشتم.

كلاس دوم دبيرستان دوست ديگري به نام بهرنگ صابري داشتم ، بهرنگ برادرزاده فراش مدرسه بود كه از خانواده اش كه در شمال زندگي مي‌كردند جداشده وبه قلعه حسن خان آمده بود كار بهرنگ چرخيدن در باغ هاي انتهاي خيابان امامزاده و خوردن ميوه بود من با كيوان اعمال بسيار خطرناكي انجام مي‌داديم كه اكنون حتي از فكر كردن به آنها نيز بسيار حراس دارم.

به واسطه مشكلات فراوان نتوانستم به دانشگاه بروم و پس از يك سال پشت كنكور ماندن سرانجام در تاريخ ۷/۴/۷۶ به سربازي رفتم، دوران بسيار خوب ومفيد زندگي من در لشگر ۲۷ محمد رسول ا...، من هيچگاه خاطره دوران آموزشي در پادگاه جليل آباد بويژه روزهاي پنج شنبه ودر ساعتي كه مرخص مي شديم تا به خانه برويم را فراموش نمي كنم ، به همراه ۳ نفر از دوستانم  به نامهاي محمد عابدي ، محمدت يوسفيان و يوسف فلاح.

دوره آموزشي همراه شد با ايام سوگواري حضرت فاطمه زهرا س ويوسف كه مداح بود مراسمي را در حسينيه پادگان به همراه سيد احمد معصومي برگزار مي كرد و عجب حال وهوايي در اين حسينه بر پا مي شد كه اين دوره حداقل تا امروز در زندگي من تاثير خود را دارد.

چه روزي بود روز تقسيم بعد از آموزشي همه گريه مي كردندمن به همراه محمد عابدي ، وحيد زينعلي و بابك شكرالهي از گروهان پنج به تيپ يك انصارالنبي رفتيم.

روزي كه وارد تيپ يك كه آن زمان در كوههاي پشت لشگر بود رفتيم را فراموش نمي كنم از قرار معلوم آنجا بازار برده فروشها بود واز هرگروهاني يك نماينده آمده بود تا برده خود را انتخاب كند.

اما بعدها نظرم راجع به اين مسئله عوض شد چون واقعا اگر نيرو ها به درستي تقسيم نمي شدند كارايي لازم براي آن قسمت را نداشتند ودچار مشكل مي شدند. در روز تقسيم  جناب سروان محسن خسروي به نمايندگي از گردان ذوالفقار آمد ومن به همراه حميد به گردان رفتيم وحيد به آماد رفت بابك به ستاد فرماندهي ومحمد عابدي به گردان عمار .

چه روزها وچه شبهاي را در كانكس زير تپه سپري كرديم جهانگير زابلي، فرهاد شريفي، حميد كاظمي، سيد مهدي حسيني، احمد كرك آبادي ، رمضان آغاز ، محمد كردي، كاظم وحميد كه اين روزها و ان شب نشيني ها با آنها سر شد .

بعد از خدمت مقدس سربازي به كرج رفتم و يك فروشگاه مواد غذايي رو ره انداختم البته تجربه اين كار رو در همان زمان يك ساله قبل از كنكور ونزد دوستانم برادران فرجي در محله خودمان پيدا كرده بودم .

محله اصفهاني ها در خيابان ۱۶ متري انقلاب بالاي ميدان هفت تير كرج كه برخلاف اسمش يك خانواده اصفهاني هم نداشت و به جز عده معدودي همه يزدي بودند، انجا محله خوبي بود و فروشگاه ما در مقابل دو مدرسه قرار داشت ، من در آنجا دوستان زيادي پيدا كردم

احمد مسعودي ، برادران طباطبايي، احمد خراساني ،علي و مصطفي خنده رو كه همه آنها بچه هاي اهل هيئت ومذهبي بودند.

آخرين روزهاي فعاليت در كرج مصادف شد با تصميم من مبني بر ازدواج ، ازدواج با همان دختري كه دوران ابتدايي را در يك مدرسه با هم سپري كرده بوديم.

او بچه محل ما بود و آن زمان سال آخر كارشناسي نرم افزار بود ، خانواده خوبي داشت ودر كل از موقعيت بهتري نسبت به من برخوردار بود.

در آبانماه سال 1380و حدود سه ماه پس از عقد ازدواج به عنوان مسئول تاسيسات در خبرگزاري فارس مشغول به كار شدم البته ناگفته نماند كه به واسطه اينكه پدر بنده ودر كل خانواده ايشان فني بودند بنده نيز توانايي انجام بسياري از كارهاي فني را داشتم.

فارس كه آن‌روزها هنوز در مرحله آزمون وخطا بود با مدير عاملي عاصف اداره مي شد و تازه چند وقتي بود كه امتياز آن از طريق آقاي نوبري واگذار شده بود.

هميشه گفته ام وباز هم مي گويم كه من مفيدترين لحظات عمرم را صرف فارس كردم هرچند كه آز فارس نيز چيزهاي زيادي عايد من شد، به واسطه اجبار همسر عزيزم وحمايت ايشان دوباره به درس خواندن روي خوش نشان دادم و در رشته روابط عمومي مشغول تحصيل شدم .

در سال 85 فوق ديپلم روابط عمومي گرفتم وكار آماتوري را در خبر آغاز كردم هرچند كه نگاه تند وتيز خبرنگاراني كه خود حتي دوره آماتوري را نگذرانده وخبرنگار شده بودند چشم آدم را در مي آورد.

البته در ميان خبرنگاران ودبيران گروه‌ها نبايد از كمك عزيزاني چون محمد صفري، عطا افشاري، محمد پارياب،محمود گبرلو وعليرضا خليفه به سادگي گذشت عزياني كه علاوه بر همسرم مشوق من در ورود به شغل خطير خبرنگاري بودند.

چه بسيار روزها كه در اتاق كوچك تاسيسات در طبقه اول ساختمان خبرگزاري فارس نشستم و پس از پايان كار به دنبال سوژه‌اي براي مصاحبه مي گشتم.

اول در نظر داشتم به سرويس ورزشي بروم اما به دليل آنكه محمد جماعت دبير خوش اخلاق اين سرويس مرا سر كار گذاشت وبا تمام اشتياقي كه به كار سياسي داشتم به گروه سياسي رفتم.

خرداد سال 86 اولين روزهاي حرفه‌اي من در كار خبرنگاري را رقم مي زد. تا آن روزها برنامه هاي زيادي را پوشش داده بودم اما نه به طور حرفه اي اما اولين روزهاي خبرنگاري حرفه‌اي با برنامه هاي سالگرد 4 تير 84 در دانشگاه تهران آغاز شد.

به قول معروف جوان بوديم وجوياي نام ؛ كمتر از 4 ماه توانستم به حوزه مجلس منتقل شوم البته از حوزه احزاب دانشگاه ومجلس خيلي خوشم نمي آمد

پس از مجلس به مدت يك سال به حوزه وزارت كشور رفتم ، علاوه بر وزارت كشور در حوزه دولت نزديك به 8 سفر استاني واخبار مربوط به اجلاس شانگهاي كه آبان ماه در شهر دوشنبه پايتخت تاجيكستان بود را  پوشش داده ام، مجمع تشخيص ، شوراي نگهبان وگه گاه برنامه هاي قوه قضائيه را پوشش دادم.

سرانجامك پس از 7 سال و2 ماه فارس را ترك كردم وبه خبرگزاري اطلس كه توسط آقاي فضائلي اداره مي شود، رفتم

ناگفته نماند كه من اكنون مسئوليت پشتيباني اين خبرگزاري را دارم اما همچنان كار خبري خودم را انجام مي دهم .

من هنوز در قلعه حسن خان زندگي مي كنم هرچند كه شايد مثل خيلي ها فقط خانه خوابگاهي براي من باشد اما قلعه حسن خان با تمام كمبود هايش همچنان وطن من است هرچند كه بعضي اوقات به پدر ومادرم گلايه مي كنم كه اگر اينجا نمي آمديم ودوره شكل گيري ورشد شخصيت من در اينجا سپري نمي شد شايد بهتر بود.

از امروز سعي دارم هر روز ويا هرچند روز مطلبي را ذدر اين وبلاگك قرار دهم وفقط درباره شهرم يعني قلعه حسن خان باشما سخن بگويم .

بدون شك نظرات دوستان كه براي هرمطلب درج مي نمايند در رفع اشكالات كمك مي كند.

قلعه حسن خان: تهران 20كيلومتر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط آشنا  |